اصطلاحات كسرهاي شصتگاهي برمي‌گردد. او اهميت كسر دهدهي را در جذرگيري خاطرنشان‌ مي‌كند، كه البته تازگي ندارد و دست كم سابقه‌اش به سده‌ٴ يازدهم مي‌رسد.1
مهم‌ترين منابع علمي عمانوئيل عبارت بود از بتاني (نهم ـ2) ـ كتاب او به عبري ترجمه‌ نشده بود، ولي ترجمه‌ٴ لاتيني پلاتوي تيوولي (دوازدهم ـ1) در دسترس يهودياني بود كه عربي‌ نمي‌دانستند؛ هم‌چنين ابراهيم‌بن عزرا و ابراهيم بارحيه (دوازدهم ـ1) و لاوي‌بن گِرشُن (چهاردهم‌ ـ1). در صورتي هم كه عمانوئيل از ترجمه‌ٴ پلاتوي تيوولي استفاده نكرده باشد، نجوم بتاني از طريق ابراهيم بارحيه تا حد زيادي در دسترسش بود.
اخترگويي‌.
11. رساله درباب هفت صورت فلكي‌.
12. شرح بر ميزان‌هاي هِرمِس‌، كه در كتاب ابن‌عزرا آمده است‌.
13. يادداشتي بر كتاب نُه ستاره‌ٴ دنباله‌دار منسوب به بطليموس‌
14. شرحي بر تفسير ابن‌عزرا در باب نام يهوه‌. شامل اطلاعاتي در باب 26 اقتران پنج سياره‌.
افسانه‌ٴ اسكندر.
15
. قصه‌ٴ اسكندر. عمانوئيل تاريخ افسانه‌اي اسكندر را از لاتيني به عبري ترجمه كرد. اين‌ ترجمه پس از سال 1365 صورت گرفت و ممكن است آخرين يا يكي از آخرين آثارش بوده‌ باشد.
جز اشاره‌اي كلي در مقدمه 1، ص 148 و اشارات ضمني در جاهاي ديگر، بحثي در باب قصه‌ٴ اسكندر نداشته‌ام‌، چون بيشتر به تاريخ ادبيات و تاريخ اوهام بشري مربوط است‌. ولي هنوز زياد دير نيست كه بگوييم پس از نخستين شكل گرفتن آن در مصر توسط كاليستِنِس دروغين‌2 (در حوالي سده‌ٴ دوم‌)، توجه غرب و به همان اندازه شرق را تا سرزمين هند به خود جلب كرد. شكل‌هايي از آن را تقريباً در همه‌ٴ آن كشورها مي‌توان يافت‌. در اين داستان‌ها روايات (و گروه‌ روايات‌) متفاوتي وجود دارد كه برخي از آنها حلاجي شده و بنابراين‌، ما را در فهم پيوندهايي‌ معنوي ياري مي‌كند كه مردم جهان را از صدها طريق به يك‌ديگر مربوط مي‌سازد.
يك سركشيش ناپلي به نام لئو كه در حدود 942 به اسكندريه رفته بود، در بازگشت متن‌ يوناني آن قصه را با خود به وطنش برد و آن را به لاتيني ترجمه كرد. ترجمه‌ٴ لئو در غرب بر همه‌ٴ


1. نخستين بيان كسرهاي اعشاري و غيره از سارتن (در ايسيس ش 23، ص 168ـ170، 1935).
2. كاليستنس دروغين احتمالاً يك يوناني اهل مصر بود كه پيش از سال 300 مي‌زيست‌. كاليستنس اصلي حدود 360 ق‌م در اُلونتُس مقدونيه زاده شد و در 327 ق‌م درگذشت‌. او خويشاوند و شاگرد ارسطو و از ملازمان اسكندر بود و شرحي از لشكركشي اسكندر و تاريخ يونان را از سال 387 تا 357 ق‌م نوشت‌. از نوشته‌هايش جز قطعاتي در دست نيست‌.